على گيلانى

4

مجربات حكيم على گيلانى ( فارسى )

آنكه در آخر ضرب سقط اندكى دفع شد صرع عارض شد مردى را كه عمرش از شصت متجاوز بود هر روز چندين دفع مىآمد چندانكه اكثر اوقات او در صرع بودى بشير شتر مداومت كرد تخفيف يافت چنانچه الحال پنجاه شد كه مطلقا صرع عارض او نشده و اين بسيار غريب است دارد ديگر هم درين اثنا شهدانه مىخورد سهر شهدانه با شير بسايند و بر كف پا طلا كنند خواب آورد و كذلك ورق قنب را با شير سائيده بر كف پا بندند بطريقى كه حنا بندند خواب آورد و ترياق فاروق تازه كه زياده از چهار ماه بر ساختن او نگذشته باشد در تنويم و دفع سهر بىنظير است امراض العين اين دارو در جميع امراض چشم نافع و مجرب است الا در سبل و نزول آب كه در تجربه نشده در اوائل رمد نيز جائز نيست پوست هليله كف دريا و چشميزك و شير شير كه در بيابان خشك شده مىيابند و زاك سفيد و كات هندى از هر يك چهار جزو و توتيا هندى نه جزو بغايت نازك بسايند و به آب شيافها سازند و در چشم كشند بياض اين دارو در ازاله بياض بغايت خوب است مس سوخته دو جزو قطران يك جزو نوشادر يك جزو سرطان نهرى چهار جزو شاخ گاو كوهى دو جزو شيح محرق سه جزو استخوان غير سوخته سه جزو سكبينج دو جزو و ماميران دو جزو خرء الحمام يك جزو زبل راسو يك جزو نازك سائيده اكتحال كنند كه نافع است البياض و السبل ايضا مجرب زاج محرق هشت جزو روى محرق هشت جزو صدف محرق هشت جزو توتياى محرق چار جزو سيماب يك جزو توتياى هندى غير محرق چهار جزو جدا جدا بسايند درهم كرده طبقى برنجى يا مسى ساده سائيده بمالند با قليلى روغن گاو تا مثل غبار شود بهمراه پارچه مسى كه بر سر چوبى